تنهایی
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 18:16
گویی باید زمان از کف می رفت دل به زمین می افتاد نفس، آهی می شد در سینه و "انتظار" سهم دیدگانم می شد تا فقط این را بدانم که "بودن و ماندن" را اعتباری نیست و فرجام انسان همان واقعیتِ شومِ "تنهایی" است. چه تاوان سنگینی دارد این تولدِ اجباری! 2 آذرماه 1394 ___ 16:12
یادت باشد
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 18:16
همیشه "بودن" به معنای "داشتن" نیست و همیشه "داشتن" به معنای "بودن" نیست (!) متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این ...
او رفته... بیچاره من که خبر ندارد!
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 18:16
حالا آزادِ آزادم... رهاتر از رها
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 18:16
امروز در مسیر خانه، تنها به "بخشیدن" فکر می کردم. به اینکه بخشش قلب مرا بزرگ می کند، پس هر چه قلبم بزرگتر شود تو را هم می توانم بیشتر دوست داشته باشم... حالا اگر به فکر رفتن هستی؛ برو...اما این را هم بدان اینجا، دلی بی بهانه تو را دوست خواهد داشت.
زندگی ماشینی
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 18:15
خوبی زندگی ماشینی ما آدمها این است وقتی خسته از کار روزانه به خانه باز میگردیم دیگر نه فرصتی برای خیال پروری مانده و نه توانی. تنهایی، غم و غصه می شوند کشک! بالش سفید گلدارم می شود آرامِ این جسمِ خسته. فقط... چشم که می بندم، پشت سیاهی پلکهایم با خود می گویم چه خوب بود اگر یادم در خاطری جاری بود.
تکیه کن بر من
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 18:15
می دانی چه زمانی خوشبخت ترینم؟ آنگاه که بدانم حضور من "آه" را از لا به لای نفس هایت دزدیده.
ماهِ نو
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 18:15
گفت به ماه نو نگاه کن و یک آرزو کن... دوان دوان به حیاط خانه رسیدم!اما... ای اماااان از این ساختمان های بی حیا که تمام آسمان را از نگاهم دزدیده اند! و زنده باد بام خانه! و اما آرزو... که چه می توانم بخواهم جز آرامش هر چه دل پریشان ؟!